تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
265
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
كرد تا به براز كه همكيش ايشان بود انس گيرند و بر او اعتماد كنند « 1 » . قيصر شهرهاى ديگر شام و مصر « 2 » را با دادن اموال بسيار بازپس خريد و نيز به گردن گرفت كه هرساله باجى براى خسرو بفرستد تا به شهرهاى ايشان نتازد و در اين باره نامهاى به خسرو نوشت و بزرگان روم بر آن مهر نهادند . قيصر آن مال را هر سال مىفرستاد « 3 » .
--> اضافه و يا بىاضافه در ميان ايرانيان و ارمنيان آن زمان زياد ديده مىشود ؛ از قبيل برازس مذكور در آگاثياس ( 13 / 4 ) و اوئارازس Ouarazes مذكور در پركپ ( گثها 13 / 4 ) كه هر دو ارمنى بودند ؛ و از قبيل برازس مذكور در افرائيم انطاكى ( در فوثيوس 407 H از همان زمان ) و وراز سردار ايرانى مذكور در فاوستوس بيزانسى ( لانگلوا ج 1 ص 302 ) و ورز - شپه كه بارها اليزئوس و لازاروس آن را ذكر كردهاند و از قبيل عكس آن « شاپور - براز » مسيحى مذكور در موزينگر ( مونومانتا سيرياكا ج 2 ، 67 ، 21 ) و براز مذكور در ابن الاثير ( ج 3 ص 97 به بعد ) و وراز بن وراز اصفهانى ( ابو نعيم ، نسخهء خطّى ليدن ورق a 18 ) و غير آن . دينورى نام شخص مذكور در متن را يزدپناه ( يزدفنا - يزدفنو ) ذكر كرده است ( رجوع شود به ZDMG ج 30 ص 757 ) . ( 1 ) - گرچه نقل مردم از اوطان خود به جاهاى ديگر مانند كارهاى وحشيانهء آشوريان قديم است امّا خسرو دستكم تا حدّ امكان خواسته است از بدبختى ايشان بكاهد . او اين عمل انتقال را مسلّما براى مقاصد فرهنگى اجرا كرده است ( رجوع شود به زيرنويس شماره 1 صفحهء 90 فصل سوّم ) . ( 2 ) - باز در اينجا با حوادث عصر خسرو دوّم اشتباه شده است . ( 3 ) - اين شرح از روايات ايرانى با در نظر گرفتن مبلغ گزافى كه خسرو از يكايك آن شهرها گرفت و نيز با در نظر گرفتن مبلغ پرداختى روميان در معاهدات موقّت متعدّد و در معاهدهء قطعى سال 562 م چندان مبالغهآميز نمىنمايد . دينورى مىگويد كه شروين دستبائى در روم ماند تا باج را به طور منظّم تحصيل كند . امّا اين مرد شخصيّت افسانهايست و ديگران گفتهاند كه او نمايندهء يزدگرد اوّل براى قيمومت بر ثئودوزيوس دوّم بوده است . ( حمزه ص 18 ؛ و رجوع شود به زيرنويس شمارهء 3 ص 106 ، فصل چهارم ) . شايد نام اين شخص شيروى بهرام بوده است كه فردوسى او را ( ص 1734 ) سردار خسرو در جنگ با قيصر مىداند ( دينورى در اين قسمت در همهء گزارشهاى صحيح و سقيم با فردوسى مطابق است ) . فردوسى ( ص 1774 به بعد ) از جنگ ديگرى نيز كه با روميان پس از مرگ قيصر پير اتّفاق افتاده است سخن مىگويد و اين همان جنگ 591 - 572 م است كه در عهد جانشينى يوستىنين درگرفت . فردوسى و دينورى پس از ذكر پيمان صلح با روميان ( مذكور در متن طبرى ) داستان شورش انوشزاذ را ذكر مىكنند ( در اين باره رجوع شود به ضمائم كتاب ) .